((کوچکترین عروسک)) درباره پیرمرد خانه به دوشی است

که با عروسک‌های نمایشی‌اش از

                                                    شهری به شهر دیگر می‌رود .

عروسک‌ها نیز هر شب به خواب اهالی همان جایی می‌روند که پیرمرد توقف کرده است .

روزی پیرمرد به روستای سرسبز گل تپه وارد می‌شود و در آن جا برای بچه‌ها نمایش می‌دهد;

سپس شب را در همان جا می‌گذراند .

در آن شب عروسک‌ها هر کدام به خواب کسی می‌روند.

کوچک‌ترین عروسک به خواب پیرزنی تنها می‌رود و او را شاد می‌کند.

صبح روز بعد همه عروسک‌ها به جز همان عروسک کوچک باز می‌گردند.

پیرمرد هر چه منتظر او می‌ماند, خبری نمی‌شود .

عاقبت پیرمرد بدون عروسک کوچکش راهش را ادامه می‌دهد و کوچک‌ترین عروسک از آن پس, مونس پیرزن می‌شود .

((کوچکترین عروسک)), ((بلبل خاموش)) و ((پیراهن سوسکی خانم)) سه قصه کوتاه  هستند که در این کتاب هست و برای کودکان گروه سنی((الف)) و ((ب)) تالیف و چاپ شده است .