کوچک ترین عروسک
((کوچکترین عروسک)) درباره پیرمرد خانه به دوشی است
که با عروسکهای نمایشیاش از
شهری به شهر دیگر میرود .عروسکها نیز هر شب به خواب اهالی همان جایی میروند که پیرمرد توقف کرده است .
روزی پیرمرد به روستای سرسبز گل تپه وارد میشود و در آن جا برای بچهها نمایش میدهد;
سپس شب را در همان جا میگذراند .
در آن شب عروسکها هر کدام به خواب کسی میروند.
کوچکترین عروسک به خواب پیرزنی تنها میرود و او را شاد میکند.
صبح روز بعد همه عروسکها به جز همان عروسک کوچک باز میگردند.
پیرمرد هر چه منتظر او میماند, خبری نمیشود .
عاقبت پیرمرد بدون عروسک کوچکش راهش را ادامه میدهد و کوچکترین عروسک از آن پس, مونس پیرزن میشود .
((کوچکترین عروسک)), ((بلبل خاموش)) و ((پیراهن سوسکی خانم)) سه قصه کوتاه هستند که در این کتاب هست و برای کودکان گروه سنی((الف)) و ((ب)) تالیف و چاپ شده است .
+ نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 13:10 توسط مریم برزگری
|
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزد