عید فطر مبارک

عیـد رمضـان آمـد و مـاه رمضـان رفت              

                        صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

 

نماز وروزه هاتون قبول درگاه حق

فلسطین عزیز

نمی دونم  در مورد فلسطین چی بگم.

 همه از ظلمی که ظالمان روزگاردر حق مردم این کشور  انجام میدن خبر دارید.حتی یه کودک هم در این مورد اطلاعات دارد ونام فلسطین را که میشنود بی درنگ دلش میلرزد واشک در چشمانش جاری میشود.

امروز من وخانواده ام مثل سالهای قبل در راهپیمایی روز قدس شرکت میکنیم.البته مردم شهر ما اکثرا در این راهپیمایی حضور دارند. به قول پدرم اگر نمی توانم با آمریکا واسراییل بجنگم حداقل به فلسطینیها دلگرمی میدهم وبا حضورم در راهپیمایی ها میگویم با شما هستیم ودوستتان داریم وبرایتان دعا میکنیم.

یه کم گله

دوستان عزیزی که به وبلاگ ما سر میزنید. سلام خسته نباشید

راستش شاید وبلاگ ما زیاد جالب نباشه وتوجه شما رو جلب نکنه

دوستان زیادی هستند که همیشه به ماسر میزنند ولطف دارند تازه نظر هم میدن .از طریق وبگذر متوجه حضور دوستان میشیم اما متاسفانه بعضی ها نظر به صورت خصوصی برامون میفرستند بعضی ها هم به ایمیل نظر میدن در مورد نظر خصوصی ما دوست داریم همه از نظر ها مطلع بشن در مورد ایمیل هم نمی تونیم همیشه جواب بدیم .

اینه که ممنون میشیم اگه اولا نظر وبعد قابل رویت همه در وبلاگ باشه دوستتون داریم.

در مورد صنایع دستی شهر ما چی میدونید؟

بنا به دلایلی نتونستیم عکس کتابو توی مرکز اسکن کنیم

تصویر اینترنتی هست

.

.

.

.

ادامه مطلب یادتون  نره

 

ادامه نوشته

چارلی وکارخانه شکلا سازی

چارلي باكت پسر يك خانواده فقير است.

خانه آن ها نزديك يك كارخانه بزرگ شكلات سازي است و چارلي هميشه در حسرت اين است كه بتواند شكلات هاي جور واجور اين كارخانه را بخورد؛ ولي فقر اجازه خريد اين شكلات ها را به او نمي دهد.

 يك دفعه اتفاق جالبي رخ مي دهد. ويلي وونكا (جاني دپ) رئيس كارخانه شكلات سازي اعلام مي كند كه داخل پنج تا از بسته هاي آب نبات اين شركت، بليتي طلايي وجود دارد. بليتي كه به دارنده اش اين امكان را مي دهد كه در سفري جذاب از كارخانه بازديد كند و چارلي يكي از اين بليت ها را پيدا مي كند و به همراه چهار بچه خو شبخت ديگر(!) راهي كارخانه وونكا مي شود...

خبر

تهران – ميراث خبر
سايت کتاب- گروه بين الملل: کوئنتين بليک نقاش معروف داستان هاي رولد دال و خالق رمان معروف چارلي و کارخانه شکلات سازي با همکاري 26 نقاش ديگر براي کتاب جديد رولد دال نقاشي مي کشد.
کتاب «آواز ها» اثر اين نويسنده متوفي داراي چند داستان نيز هست.
بليک از ساير نقاشان درخواست کرد تا با او در کشيدن نقاشي براي اين کتاب که قرار است در ماه اکتبر منتشر شود، همکاري کنند.
کتاب مزبور به هفت بخش تقسيم شده و هر فصل با يک نقاشي از کوئنتين بليک شروع مي شود.
رولد دال نويسنده معروف کتاب هاي کودک در سال 1916 در ولز به دنيا آمد. او در حالي که از تجربيات خود به عنوان يک خلبان در جنگ جهاني دوم مي نوشت به ادبيات کودکان روي آورد.
کوئنتين بليک يک نويسنده و نقاش بسيار معروف است. کتاب هايي که او نوشته و نقاشي کرده برنده جايزه هاي بسياري شده اند.
او در سال 1999 براي اولين بار ملک الشعراي کودکان شد. هدف از دادن اين لقب اهميت دادن به نقش مهم ادبيات کودکان است.

رولد دال

  •  

رولد دال، متولد ايالت ولز انگليس، در يك خانواده شلوغ با 7 بچه به دنيا آمد. او داستان هاي متعددي براي بچه ها نوشته كه ماجراهاي آن را از زندگي خود الهام گرفته است. 

اگرچه رولد دال به واسطه داستان‌هاي كودكانه‌اش در جهان شهرت و محبوبيت يافته؛ اما او فقط نويسنده کتاب کودک و نوجوان نيست، بلکه داستان هاي کوتاه او در نوع خود بي‌نظير و شگفت‌انگيزند. او براي 60 داستان كوتاه خود سه بار جايزه ادبي آلن پو دريافت کرد و آلفرد هيچکاک نيز تعدادي از داستان‌هاي او را براي ساخت فيلم برگزيد. فيلم «چارلي و کارخانه شکلات سازي» نيز بر اساس داستاني از او توسط تيم برتون ساخته شده است. 

داستان هاي دال منبع خوبي براي تقويت حس تخيل و نگاه متفاوت به جهان پيرامون محسوب مي شوند. او در سال 1990 درگذشت.

از رولد دال بیشتر بدانید

بازم از رولد دال

همین جوری

1
2
3
4
5
6
7
8
9

 

براي امروز بسه فردا الفبا کار مي کنيم

شهر پمپئی

 

۱۹۲۹سال پیش در روز ۲۴ اوت سال ۷۹ میلادی شهر ثروتمند پمپئی که در پای کوه آتشفشان وزوو در رم باستان احداث شده بود بر اثر فوران آتش فشان وزوو زیر میلیون ها تن خاکستر داغ آتشفشانی مدفون و ناپدید شد و کلیه ساکنان آن کشته شدند.

در همان روز بندر هرکولانئوم که در نزدیکی پمپئی بود به نوبه خود زیر مواد مذاب آتشفشانی و رسوبات از دیده ها پنهان گردید.در کمتر از چند ساعت شهر پمپئی زیر ۶ متر خاکستر داغ و هرکولانئوم زیر ۱۶ متر مواد مذاب و رسوبات مدفون شدند.

 

فوران آتش فشان وزوو یک فاجعه محسوب می شد زیرا آخرین

ادامه نوشته

نخیر الاف نیستیم منتظریم ببینیم  این وبلاگ مربیان ما کی افتتاح میشه

بعد هم به ما میگن

زود باشید       

 تند تند    

   چرا دست دست میکنید و....

روز پدر

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

پدر عزیزم روزت مبارک

جک جنگلی

 

                                                

                                                       

633263070377310000_799690_1103770L.jpgاعضاءپر سابقه کانون حتما

در مورد این کتاب نظرای زیادی دارن

شما چطور؟

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

دهم تیر

توی شهر ما یه معدن مهم وبزرگه هست

به همین دلیل سغل اکثر مردم کشاورزی هست

این روز رو به کار گران زحمتکش چه شهر خودم وچه شهر های دیگر تبریک میگم

دست مریزاد خسته نباشید

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

سیب

                                  چه کار می کنی ؟

 

*یه روز یک سیب  از روی درخت  افتاد روی سر یه مرد و آن مرد جاذبه را کشف کرد .

 

*یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد و آن مرد فکر کرد  که چه قدر بد شانس است و آن جا  را برای همیشه ترک کرد .

 

*یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد  و آن مرد گفت تو موهبت مطهر خداوندی تا دانه های تو در وجود ما حیات بخش  وجودی پاک تر باشد.

 

*یه روز یه سیب  از روی درخت افتاد روی سر یه مرد و آن مرد٬ مرد .

 

*یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد و آن مرد با لذت  سیب را خورد.

 

 *یه روز یه سیب  از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد و آن مرد توشه ای  از علم سیب بر ذهن گذاشت و عصاره ای شفا بخش  ساخت برای اثبات توانگری خویش در آنچه مردم آن را معجزه ی طب می نامیدند .

 

*یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد و آن مرد گفت این سیب توطئه خصمانه دشمنان من است و رفت تا انتقام بگیرد .

 

*یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد و آن مرد با تنها رمقی  که از فرط  گرسنگی  در دستانش جاری بود سیب را در جیب نهاد٬ برای روز مبادا .

 

*یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد  و آن مرد سفری کرد  به دل ذرات نهان سیب تا فلسفه جهان را در آگاهی از پیوند ذرات ان بیابد .

 

*یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد  و آن مرد رفت تا سخاوت درخت را با  دوستانش  تقسیم کند.

 

 

ادامه نوشته

حرف حساب

کمتر بترس

 بیشتر امیدوار باش

 کمتر ناله کن

 بیشتر نفس بکش

کمتر حرف بزن

 بیشتر بگو

کمتر متنفر باش

 بیشتر عشق بورز و در این صورت است که تمامی چیزهای خوب از آن تو خواهد شد

دکتر شریعتی

داستان

 

 روزی از روزها شير خيلی گرسنه بود و خيلی ميل داشت که گاوی را طعمه خود نمايد.

پس قاصدی نزد گاو فرستاده، او را به نهار دعوت کرد و اطلاع داد که برای نهار يک گوسفند و حليمی لذیذ درست خواهد کرد.
گاو دعوت را قبول کرد و نزد شير آمد.

اما ديد يک ديگ بسيار بزرگ و مقدار زياد هيزم حاضر کردند. پس فوراً رو به فرار گذاشت. شير پرسيد: مهمان عزيزم چرا نمي آیی با هم نهار بخوريم؟
گاو در حاليکه مشغول فراربود، برگشته جواب داد:

به نظرم ديگ شما برای يک گوسفند خيلی بزرگ است...

هر چه تو بخواهی

روزی شخصی در کوچه ای می گذشت. ناگهان غلامی را دید. از اینکه چشم بر زمین دوخته، خوشحال شد و قصد خریدنش را کرد.
از او پرسید: می توانم تو را به غلامی برگزینم؟
گفت: آری.
 - نامت چیست؟
غلام: هرچه تو بگویی.
 - از کجا آمده ای؟
غلام: هر کجا که تو بخواهی.
 - چه کار می کنی؟
غلام: هر چه تو بگویی.
ناگهان صاحب به گریه افتاد و گفت: ما نیز باید برای صاحبمان خدا اینگونه باشیم و رو به غلام کرد و

گفت: تو آزادی.

كتاب خوب


این کتاب رو آقای سيد مهدي شجاعي براي گروه سني « ج » ترجمه كرده اند و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان آن را در 28 صفحه رنگي و مصور به چاپ رسانده است .

دل ما

این دل ماست دیگه داره چیلیک چیلیک میکنه که خدایا این مربیان ما آیا راضی هستن از ما؟

خدایا

خدایا !
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم

و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم

اما آنچنان که تو دوست داری

چگونه زیستن را تو به من بیاموز

چگونه مردن را من خود خواهم آموخت
دکتر شریعتی

دوست

یه سایتی رو که به کانون مرتبطه رو بهتون معرفی میکنم

امید وارم به دردتون بخوره

خبر کلاسهای

امسال کلاسهای ویژه ای در مرکز برگزار خواهد شد

 یه سر به مرکز بزنید

اما یه گزارش کوچیک رو در این مورد از ما داشته باشید

کلاسهای نقاشی

عروسک سازی

خوشنویسی

صنایع دستی

قرآن

شروع کلاسها اول تیر۱۳۸۸

بجنبید تا دیر نشده 

معرفي كتاب

خلاصه کتاب :

پیر مردی تک و تنها، در جنگلی بالای کوه زندگی می کرد و با عبادت خداوند تبدیل به مردی دانا و خردمند شده بود که مردم شهر سؤالهای خود را از اسرار زندگی از او می پرسیدند. یک روز، مردی که به دیدن او آمده بود، مرغی به او هدیه کرد. هنگام شام، با خود فکر کرد که اگر مرغ را با پیاز و هویج بپزد، غذای خوشمزه ای می شود. مرغ ....

 منبع

ادامه نوشته

سنگ بزرگ

شنیدید که می گن سنگ بزرگ نشونه نزدنه

ما هستیم

ما  چند نفر از اعضاء کانون بافق هستیم که با بعضی ها از نزدیک آشنایی داریم وبا بعضی نه.

یعنی آشنایی ما در حد مطالب وبلاگ وجلسات توی مرکز هست.البته برای وبلاگ نقشه های زیادی داشتیم که متاسفانه به دلیل فصل مدارس مشغله زیاد مربیان و....

شایدزیاد وبلاگمون حرفه ای وجالب نباشده اما دوست داریم ومطمئن هستیم با نظراتتون مارو راهنمایی خواهید کرد.می خواستم عکسمو توی وبلاگ بذارم اما عکس قشنگی ند اشتم. یهکم هم روم نشد

به هرحال توی مرکز منتظرتون هستم

قصه غریبیه

چه قصه غریبی

70 میلیون نفر شامگاه هر جمعه در انتظار سریال یوسف پیامبرند.

غافل از اینکه

1174 سال است که یوسف زهرا منتظر تنها313 نفر است

ِشنیدید

شده یه وقتایی دلتون پر از حرف باشه وبا خودتون کلی حرف با طرفتون بزنید،

اما وقتی بهش می رسید همه حرفا رو فراموش کرده باشید؟

برای من امروز این اتفاق افتاد

اما امروز با اجازه ای که از معلم گرفتم موضوع انشاء جلسه بعد رو من انتخاب کردم

یه جمله زیبا

شاید آنکس را که با او خندیده ای فراموش کنی

 ولی آنکه را با او گریسته ای

هرگز از یاد نخواهی برد.

جبران خلیل جبران 

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

پاییز

چند روزه که هوا سرد شده وصبح ها یه حس دیگه ای داریم پاییز الان داره واقعا اظهار وجود می کنه|:

باد سرد برگهای زرد وپژمرده درختان وگلبرگهای لطیف گلها رابی

رحمانه بر زمين مي اندازه.....باغبان حيرت زده و متأثر قدم زنان آخرين روزهاي حيات برگها را نگاه مي کنه......روزگاري در اين باغ بلبلان آوازخوان و پروانه هاي زيبا فضاي دل انگيزي را به وجود آورده بودند....اما اکنون....

تندباد خزان با سرعت شروع به وزيدن می کنه و باغبان را در انتظار رسيدن بهاري ديگر تنها می گذاره.....اما باغبان می دونه انتظارش روزی به پایان می رسه..... بهاری هست که او را شاد کنه.....

رفتن

کوه پرسيد ز رود

زير اين سقف کبود

راز ماندن در چيست؟

گفت:« در رفتن من »

کوه پرسيد:« و من؟ »

گفت:« در ماندن تو »

بلبلي گفت : « ومن؟ »

خنده اي کرد و گفت :

« در غزلخواني تو »

-آه از آن آبادي

که در آن ، کوه رود

رود مرداب شود

و در آن

بلبل سر گشته ، سرش را به گريبان ببرد

و نخواند ديگر

من و تو ، بلبل و کوه روديم

راز ماندن جز

در خواندن من

ماندن تو

رفتن ياران سفر کرده مان نيست

بدان!

شهادت امام جعفر صادق(ع)

 

                               

... کُلِینی، به اسناد خود از ابو ایّوب روایت کند: نیمه شبی، منصور [دوانیقی] مرا خواست. چون بر او درآمدم، بر کُرسی نشسته بود و شمعی پیش روی داشت و نامه‌ای می‌خواند و می‌گریست. بر او سلام کردم. نامه را به سوی من انداخت و گفت: «از محمّد بن سلیمان است. از مرگ جعفر بن محمّد خبر می‌دهد».

و سه بار «انّا لله و انّا الیه راجعون» را بر زبان آورد و گفت: «کجا مانند جعفر، یافت می‌شود؟».

پس گفت: «بنویس».

در بالای نامه نوشتم، اگر شخص معیّنی را وصی قرار داده، گردن او را بزن. چون پاسخ نامه رسید، معلوم شد که پنج تن را وصی خود کرده است: منصور، محمّد بن سلیمان، عبد الله، موسی و حمیده. و در روایت دیگری، به جای محمّد بن سلیمان، محمّد بن جعفر است و به جای حمیده، مولایی از موالی ابو عبد الله.

و اضافه دارد: منصور گفت: «اینان را نمی‌توان کُشت».

... کُلِینی، به اسناد خود از ابو ایّوب روایت کند: نیمه شبی، منصور [دوانیقی] مرا خواست. چون بر او درآمدم، بر کُرسی نشسته بود و شمعی پیش روی داشت و نامه‌ای می‌خواند و می‌گریست. بر او سلام کردم. نامه را به سوی من انداخت و گفت: «از محمّد بن سلیمان است. از مرگ جعفر بن محمّد خبر می‌دهد».

و سه بار «انّا لله و انّا الیه راجعون» را بر زبان آورد و گفت: «کجا مانند جعفر، یافت می‌شود؟».

پس گفت: «بنویس».

در بالای نامه نوشتم، اگر شخص معیّنی را وصی قرار داده، گردن او را بزن. چون پاسخ نامه رسید، معلوم شد که پنج تن را وصی خود کرده است: منصور، محمّد بن سلیمان، عبد الله، موسی و حمیده. و در روایت دیگری، به جای محمّد بن سلیمان، محمّد بن جعفر است و به جای حمیده، مولایی از موالی ابو عبد الله.

و اضافه دارد: منصور گفت: «اینان را نمی‌توان کُشت».

ادامه نوشته

من هم هنوز کودکم

اگرچه برحسب سال تولد دیگه کودک نیستم اما هنوز توی وجودم کودکی هست ولذت ..........

                                      

تقدیم به همه کودکان وکسانیکه برای کودکان زحمت میکشند

روز جهانی کودک مبارک

گوی ومیدون

یه عکس خیلی قشنگ ومطلب جالب براتون فرستادم آماده اید ؟؟؟

                         فضای امن                                         

 در سال 1946 بعد از جنگ جهاني دوم در اروپا ، انجمن عمومي سازمان ملل به منظور حمايت از کودکان ، مرکز يونيسف را که ابتدا انجمن بين المللي ويژه کودکان سازمان ملل نام گرفت ايجاد کرد.
در سال 1953، يونيسف ( United Nations International Emergency Fund ) يکي از بخشهاي دائمي در سازمان ملل گرديد . و روز 8 اکتبر " روز جهاني کودک " نام گذاري شد. 
 

 

 

ادامه نوشته

maryam

قرار شده توی این وبلاگ

 در مورد کتابهایی که برای مسابقه کتابخوانی معرفی شده مطلب بنویسیم .

یعنی فعلا با این هدف راه اندازی شده

 اما ما به این هم قانع نیستیم ویه هدفهای دیگه ای داریم که فعلا نمی گیم .

یه حسی دارم شما چی ؟

امید وارم با ما همراه باشید 

تشكر

 دوستان عزیزی که امروز در کانون کارای منو در مورد مسابقه دیدند دستشون درد نکنه .

البته کاش شما هم با من در وبلاگ شرکت می کردید

از طرف گوی ومیدونی ها اونم عاقل ترینشون

سلام تبریک میگم .حالا دیگه وقتش بود متن کامل مطلبامو که قبلا دیدید فعلا یه خلاصه ای از اونا رو براتون می فرستم .

کتاب بچه های کوچه خیلی قشنگ بود.متن اون ساده نوشته شده بود وباعث می شد از خوندن اون لذت ببریم .خیلی علاقه مند شدم تا در مورد خاطرات پدر ومادرم ،تازه پدر بزرگم مطلب پیدا کنم. وقتی کتابو میخوندم می تونستم اونو تصور کنم.من این طور داستانها رو خیلی دوست دارم.بازی پنج سنگ اونو چند بار توی کانون اجرا کردیم چند بازر هم توی خونه وکوچه.یه کم شبیه تیله بازی خودمونه. با اینکه نقاشی نداشت اما من اونو دوست داشتمودوست داشتم عکس محله های قدیمی بیشتر توی اون بود مثل روی جلد.خیلی یاد فیلم هایی که در مورد محله های قدیم تهران هست افتادم .مثل فیلم بچه های آسمان .وای که چقدر این فیلمو دوست دارم .یبار هم توی کانون دیدم.مادرم می گه آخرش هم کارشناس آثار باستانی میشم .خدا رو چه دیدید؟فقط عکس روی جلد کتاب زیاد قشنگ نیست .کمی هم میشه گفت مرتبط نیست. آقای میر کیانی دستتون درد نکنه خسته نباشید.دوباره می آم ونظر میدم .منتظر باشید.شاید چند تاعکس قدیمی هم براتون فرستادم اما نه حالا.

 موفق باشید

ماه رمضان مبارک

  نماز وروزه هاتون قبول التماس دعا .خصوصا کله گنجشکی ها

 

یه خاطره خیلی جالب دارم در مورد روزه کله گنجشکی نمی گم آخه خیلی خنده داره .

می تونید بیایید از خودم وقتی توی مرکز هستم سوال کنید.