سجادهای برای پدر که نقش یک گل در زمینة سفیدش باشد.
وقتی این فکر را با پدرش در میان گذاشت، او حرفی نزد، فقط ....
+ نوشته شده در شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 12:43 توسط مریم برزگری
|
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزد وبلاگ مرکز فرهنگی هنری شهرستان بافق خیابان 15 خرداد کوچه ارم تلفن 03524220003 zahrad217@gmail.com
و برای آنانی که کودکانه می اندیشند ...... آنانی که از شنیدن قصه لذت می برند و از نرسیدن کلاغه به منزلش دلگیرند. آنانی که رسیدن کچل به دختر پادشاه را باور دارند و وگهگاه خود را به زیر کلاه کچل پنهان می کنند. آنانی که با شنگول و منگول و حبه انگور به شکم گرگ رفته اند و سالهاست که در انتظار مادر برای رهایی هستند ... تو هر کس که هستی با ما به کودکیت بیا