معرفی کتاب
درياچه را كي دزديده

روزي مرغابي كوچولو وقتي به درياچه رسيد ديد توي درياچه آب نيست او با خودش
گفت: حتما كسي آب درياچه را دزديده است حركت كرد كه تا دزد درياچه را پيدا كند. درراه
دوستانش را ديد قضيه را برايشان تعريف كرد آنها هم با او همراه شدند تا دزد را پيداكنند.سر
راه به كلاغ برخورد كردند براي او داستان را تعريف كردند .كلاغ گفت من تا با چشمانم نبينم
باور نمي كنم وقتي آنها به درياچه رسيدند كلاغ گفت دوستان عزيزم آب درياچه يخ زده است
مرغابي كوچولو پرسيديعني چه؟ كه آب درياچه يخ زده است كلاغ گفت در فصل زمستان آب
درياچه ها چون حرکت نمی کند يخ مي زند وكلاغ به آنها پيشنهادسرسره بازي داد آنها هم
قبول كردند وبه دنبال كلاغ رفتند
دوستان خوبم دراين داستان ياد گرفتيم كه تا 0
1- چيزي راتانديديم باور نكنيم
2- درياچه به اين بزرگي را كسي نمي تواند بدزد.
3-آب درياچه ها در فصل زمستان يخ مي زند
4- ما با خاصيت انقباض مايعات آشنا شديم
عنوان كتاب سگی که قارقار می کرد بود. این کتاب چند داستان جالب ديگه هم داره اميدوارم
ازش خوشتون بياد.
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزد