دیشب باران قرار با پنجره داشت رو بوسی آبدار با پنجره داشت یک ریز به گوش پنجره پچ پچ کرد چک چک چک چک چکار با پنجره داشت؟
کاش توی ماه رمضونم بارون بیاد
نمی دونم این شعر رو توی کدوم کتاب خوندم ومتاسفانه شاعر اونو یادداشت نکردم کمکم کنید ممنون
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 3:3 توسط فاطمه برزگری
|
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزد وبلاگ مرکز فرهنگی هنری شهرستان بافق خیابان 15 خرداد کوچه ارم تلفن 03524220003 zahrad217@gmail.com
و برای آنانی که کودکانه می اندیشند ...... آنانی که از شنیدن قصه لذت می برند و از نرسیدن کلاغه به منزلش دلگیرند. آنانی که رسیدن کچل به دختر پادشاه را باور دارند و وگهگاه خود را به زیر کلاه کچل پنهان می کنند. آنانی که با شنگول و منگول و حبه انگور به شکم گرگ رفته اند و سالهاست که در انتظار مادر برای رهایی هستند ... تو هر کس که هستی با ما به کودکیت بیا