(السلام علیک یا اباعبدالله)
معنا ندارد
فقط و فقط .... مشکی
رنگ عزا!
کاروانی در راه است
به سمت شهری که سالهای سال زیارتش آروزی عشاقش بود
و پناه به خدا میبریم از باز گویی حوادث این شهر
نامش کربلاست!
( و کربلا را تو مپندار که شهری است در میان شهرها و نامی در میان نامها!... نه! کربلا حرم حق است و هیچ کس را جز یاران امام حسین (ع) راهی به سوی حقیقت نیست)
محرم از راه میرسد و هر دلی را که حسینی است با خود ميبرد
مجال نوشتن نیست
باید محرم را دید، بوئید و یا حتی.... بوسید!
لباسهای رنگی!
آبي ......
نه!
قرمز ......نه!
یا هر رنگ دیگر
همه را رها میکنیم
وضو میگیریم
به سراغ لباسهایمان میرویم
نیت میکنیم!
و از میان رنگها و مدلهای مختلف لباسها یک رنگ ساده را بر میگزینیم
مشکی!
بی وضو نباید لمسش کرد!
وقتی بویش میکنی
بوی محرم سال قبل را میدهد
بوی بغضی که با السلام علیک یا ابا عبدالله روز اول ترکید
بوی یاسی که این بار مشكی شده است
و بوی سیب!
رو به روی آینه میایستیم
از مادرش اجازه میگیریم
فقط و فقط .... مشکی
رنگ عزا!
کاروانی در راه است
به سمت شهری که سالهای سال زیارتش آروزی عشاقش بود
و پناه به خدا میبریم از باز گویی حوادث این شهر
نامش کربلاست!
( و کربلا را تو مپندار که شهری است در میان شهرها و نامی در میان نامها!... نه! کربلا حرم حق است و هیچ کس را جز یاران امام حسین (ع) راهی به سوی حقیقت نیست)
محرم از راه میرسد و هر دلی را که حسینی است با خود ميبرد
مجال نوشتن نیست
باید محرم را دید، بوئید و یا حتی.... بوسید!
لباسهای رنگی!
آبي ......
نه!
قرمز ......نه!
یا هر رنگ دیگر
همه را رها میکنیم
وضو میگیریم
به سراغ لباسهایمان میرویم
نیت میکنیم!
و از میان رنگها و مدلهای مختلف لباسها یک رنگ ساده را بر میگزینیم
مشکی!
بی وضو نباید لمسش کرد!
وقتی بویش میکنی
بوی محرم سال قبل را میدهد
بوی بغضی که با السلام علیک یا ابا عبدالله روز اول ترکید
بوی یاسی که این بار مشكی شده است
و بوی سیب!
رو به روی آینه میایستیم
از مادرش اجازه میگیریم

یک جرعه پیراهن مشکی!
و رخت مشكی عزا را بر تن میکنیم
به سمت کربلا برگرد
دستت را روی سینهات بگذار
و با همان جامه سیاهت و دل پاکت و بغض لرزانت و چشم گریانت
آرام زمزمه کن
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی ۱۳۸۷ ساعت 9:54 توسط مربیان مرکز
|
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزد