ماه وماهی

ماهی ام در دل حوض

چرخ می زد هر سو

سکه نقره ماه

بود هم بازی او

آسمان شد ناگاه

تیره وابری و سرد

ماهی کوچک من

سکه اش را گم کرد

ماهی ام تنها شد

من کشیدم آهی

کاش پیدا میکرد

سکه اش را ماهی